• مرکز کاشت حلزون شنوایی بیمارستان لقمان حکیم

.:::::نوبت کاشت حلزون شنوایی دولتی یک ماهه شد:::::. .:::::نوبت کاشت حلزون شنوایی دولتی یک ماهه شد:::::. .:::::نوبت کاشت حلزون شنوایی دولتی یک ماهه شد:::::.

پنل کاربران

نظر شما نسبت به پرتال چیست ؟






نتایج


AVT و معرفی تکنیکهای مورد استفاده

  • PDF

 

مقدمه

امروزه اعتقاد بر این است که درصد بالایی از کودکان کم شنوا دارای مقداری باقیماندۀ شنوایی می باشند که بتوانند با سمعک به طور مؤثری بشنوند. لذا کودک کم شنوا باید گوش کردن را بیاموزد، تنها در این صورت است که خواهد توانست همچون کودکانِ شنوا در محیط طبیعی گفتاری قرار گیرد، گوش کند، بیاموزد و صحبت کند. با پیشرفتهایی که در تکنولوژی سمعک اتفاق افتاده است، امروزه متخصصین توانبخشی شنیداری بر این باورند که اگر در امر آموزش کودک کم شنوا از کمک حس بینایی استفاده گردد نظیر لبخوانی و گفتارخوانی، حتماً در تقابل گوش و چشم، عضوی که آسیب ندیده است ـ یعنی چشم ـ پیروز میدان خواهد بود و گوش به حاشیه خواهد رفت. به اعتقاد این گروه فقط بخشی کوچک از گفتار، بر روی لبها قابل مشاهده می باشد و بخش اعظم آن که     شامل ویژگی های زبرزنجیریِ گفتار مانند لحن گفتار، آهنگ گفتار و... و همچنین همخوانهایی که جفت واکدار و بی واک هم می باشند و... به هیچ وجه با چشم قابل مشاهده نبوده و باید فقط از راه گوش شنیده شوند. بنابراین ازآنجا که گفتار پدیده ای شنیداری است، پس تنها راه رشد و توسعۀ آن، گوش و شنوایی خواهد بود و بس. در زیر به تبیین روش توانبخشی شنیداری ـ کلامی بعنوان طلایه دارِ باور به قدرت شنوایی کودکان کم شنوا، خواهیم پرداخت.

 

روش شنیداری ـ کلامی (Auditory Verbal Therapy    )

  جدیدترین رویکرد در زمینۀ توانبخشی شنیداری و یک رویکرد تک حسی می باشد. این روش بر این فرض استوار است که تمامی کودکان کم شنوا و ناشنوا دارای مقداری باقیماندۀ شنوایی می باشند که بتوان آنرا با استفاده از سمعک تقویت نمود. این روش از ابتدا روشی شنیداری است و استفاده از هیچ حس دیگری را همچون بینایی و لامسه به عنوان حس کمکی در روند توانبخشی کودک کم شنوا جایز نمی داند. متخصصین روش AVT     با استفاده از روشها و تکنیکهای خاص، تلاش جهت دستکاری و بهبود شرایط صوتی و زبانی زندگی کودک کم شنوا و نیز شرکت دادن خانوادۀ او در روند درمان، گوش کردن و آموختن از محیط را به کودک کم شنوا آموزش می دهند. همۀ ما می دانیم که بزرگترین و تأثیرگزارترین تغییر در زندگی کودک انسان، آموختن و کاربرد زبان می باشد، زیرا زبان بر تمامی جنبه های زندگی انسان تأثیر گذاشته و بدون یادگیری زبانِ جامعه ای که فرد در آن زندگی میکند، امکان موفقیت تحصیلی، زندگی اجتماعی و... تقریباً غیرممکن می باشد.

متخصصین روش AVT     بر این باورند که با پیشرفتهای شگرفی که در زمینۀ تکنولوژی سمعکهای دیجیتال و هوشمند و نیز پروتزهای کاشت حلزون اتفاق افتاده است، دیگر، رویکردهای سنتی جوابگوی تمام نیازهای کودکان کم شنوا نبوده و نیز همۀ توانایی های آنها را به فعلیت نمی رسانند. بنابراین نیاز است که با آنها به مانند کودکِ شنوا رفتار شده و از همۀ قابلیت های شنوایی باقیماندۀ شان جهت رشد و توسعۀ زبان استفاده گردد، تنها بدین ترتیب است که مهارت گوش کردن را می توان در آنها نهادینه نمود.

این رویکرد، درمانِ خانواده محور را در نظر داشته و به خانوادۀ کودک کم شنوا به عنوان شریکِ درمانگر نگاه می کند. هدف از این دیدگاه منحصر به فرد این است که کودک کم شنوا در محیط عادی رشد یافته و زبان را به صورت طبیعی کسب نماید. هدف نهایی فردی است که بتواند به بهترین شکل از توانایی های گوش کردن و صحبت کردن خود در جهت تطبیق با انواع چالشهای زبانی در مدرسه، جمع خانوادگی، موقعیتهای اجتماعی و... استفاده نماید.

 

متخصصینی که در این روش با شما و کودکتان در ارتباطند:

کار توانبخشی کودک کم شنوا وظیفه ای بس خطیر و دشوار می باشد و کاری نیست که یک فرد از عهدۀ آن برآید بلکه این کار ، کاری تیمی است و نیاز به همکاری متخصصین رشته های مختلف دارد.

اعضاء اصلی تیم عبارتند از شنوایی شناس، گفتاردرمانگر و مربی کم شنوا که در کل به آنها اصطلاح متخصصین شنوایی ـ کلامی اطلاق می گردد.

در این تیم همواره جهت رفع برخی مشکلات همراه در کودکانی که علاوه بر اختلال شنوایی از اختلالات دیگر نیز رنج می برند، از نظرات تخصصی و کمکهای درمانی افراد زیر نیز بهره برده می شود:

روانشناس ـ کاردرمانگر ـ فیزیوتراپیست ـ مددکار اجتماعی ـ پزشک خانواده ـ متخصص مغز و اعصاب ـ روانپزشک ـ متخصص گوش، گلو و بینی ـ متخصص ژنتیک و ...

 

 

اصول کلی رویکرد AVT     :

به طور کلی روش AVT     بر چند اصل اساسی تأکید دارد که در اصل اینها پیش نیازهای اجرایی بوده و در صورت نبود هر کدام، به تناسب از احتمال موفقیت کاملِ برنامه کاسته می شود:

 تشخیص زودهنگام که بهترین حالت آن غربالگری شنوایی نوزادان در بدو تولد در بیمارستان ها می باشد.
 

 دریافت سمعک مناسب به محض تشخیص و تأیید نهاییِ وجود کم شنوایی و در پایین ترین سن ممکن. همچنین پیگیری درمانگر و خانواده جهت انجام تنظیمات مناسب.
 

 انجام مداخلات توانبخشی به محض دریافت سمعک و در پایین ترین سن ممکن.
 

 مداخلۀ حداکثری خانودۀ کودک اعم از والدین، خواهر و برادرها، مراقبین کودک و هر فرد دیگری که ارتباطات گسترده ای با خانواده دارد.
 

تکنیکهای مورد استفاده در روش AVT   :

در روش AVT همواره تأکید بر استفاده از یک سری تکنیکها در نحوۀ آموزش و صحبت کردن با کودک توسط درمانگر و نیز آموزش آنها به خانواده می باشد که در زیر به مهمترین آنها اشاره می گردد:

اطمینان حاصل کنید که کودک در طول تمام ساعات بیداری از وسیلۀ کمک شنوایی اش استفاده می کند.

همواره نزدیک به میکروفون سمعک یا پردازشگر کاشت حلزون صحبت کنید تا کودک تمامی گفتار را به صورت واضح دریافت نماید.

محیطِ تا حد امکان ساکت برای کودک فراهم کنید تا اصوات گفتاری را بدون تغییر دریافت نماید.

از اصوات آهنگین استفاده نمایید تا کودک الگوهای زبرزنجیره ای گفتار را شنیده و در گفتار خود استفاده کند.

برای رشد طبیعی گفتار باید تعامل دوطرفه برقرار گردد. کودک باید بشنود، پاسخ دهد، بگوید و نیز پاسخ دریافت کند.

تا حداکثر امکان دربارۀ زندگی روزمره با کودک خود صحبت کنید. شما در طول شبانه روز فرصتهای طلایی زیادی برای برقراری ارتباط با کودک خود دارید.

مهارت نوبت گیری آوایی را گسترش دهید، این مهارت پایۀ شکل گیری مکالمه می باشد. همواره پس از آواسازی های کودک، آواسازی او را کامل کنید و منتظر آواسازی مجدد او باشید.

همواره از کودک بخواهید که به گفتار گوش فرا دهد. این کار در روش AVT به علامت دست شناخته می شود. به صورت مکرر به گوش خود اشاره نماید و بگویید، "گوش کن". با این کار شما گوش کردن را به یکی از وظایف دائمی کودک مبدل می کنید.

ورودی های شنوایی متنوع را در اختیار کودک قرار دهید. او نیاز دارد اصوات با فرکانسهای مختلف را بشنود تا همۀ رشته های عصب شنوایی اش تحریک گردند و رشد نمایند.

در آموزشها و صحبت های روزمرۀ خود در نظر داشته باشید که کودک فقط باید از حس شنوایی اش استفاده کند. او باید یاد بگیرد که به اصوات، فقط گوش دهد. این شعار دل فریب را که می گوید: "کودکان کم شنوا با چشمان خود می شنوند"، فراموش کنید. سمعکهای امروزی قادر هستند اصوات را با کیفیت بالایی تقویت کنند، به تکنولوژی اعتماد کنید.

از تکنیک تأکید صوتی استفاده کنید. این کار باعث می شود کلمه یا آوای گفتاری خاصی که شما در حال آموزش آن هستید، پررنگ تر شده و کودک به طور واضح تری آن را بشنود و تولید نماید.

هر گاه صدایی می شنوید، کودک را به سمت منبع صدا ببرید و به کودک نشان دهید که صدا از کجاست و چه معنایی دارد. این کار باعث می گردد کودک از اصوات تداعی معنایی داشته باشد.

در هر نوبت تنها یک نفر با کودک صحبت کند. در مراحل اولیه گوش کودک آمادۀ پردازش گفتار چند نفر را به طور همزمان ندارد.

از تکنیک تکرار استفاده نمایید. شما باید مواردی را که آموزش می دهید، تثبیت کنید تا کودک در آینده آنها را فراموش نکند.

برای آموزش از عبارات و جملات ساده استفاده کنید و از کلمات منفرد پرهیز نمایید. این کار باعث می گردد تا کودک زبان را در بافت طبیعی آن یاد بگیرد.

آواسازی های کودک را تشویق کنید. آواسازی های اولیه در آماده سازی حنجرۀ کودک برای تولید گفتار نقش بسزایی دارد.

برای تست کارکرد مناسب وسیلۀ کمک شنوایی کودک، هر روز تست شش صدایی لینگ را انجام دهید. با انجام این کار هم از شنیدن کودک خود در طول روز مطمئن خواهید شد و هم تمرینی برای شناسایی اصوات گفتاری انجام خواهید داد.

همواره از فعالیتهای شاد و جالب و همچنین تشویق و تقویت پاسخ های صحیح کودک استفاده نمایید. شنیدن باید برای کودک جالب و لذت بخش باشد.

از تکنیک مکث استفاده کنید. این کار فرصتی برای پردازش گفتار در اختیار کودک قرار می دهد.

از تکنیک انتظار استفاده کنید. همانطور که به کودک فرصت پردازش گفتار را داده اید، سرتان را به سمت او بچرخانید و به او نشان دهید که منتظر پاسخ او هستید. او باید درک کند که تعاملات انسانی دوطرفه می باشد. زبان فقط با برقراری تعامل یاد گرفته می شود.

برای آموزش زبان از الگوسازی صحیح زبانی استفاده کنید. ارائۀ الگوهای ناقص هیچ گاه به کودک کمک نخواهد کرد بلکه ممکن است از یادگیری صحیح زبان نیز جلوگیری نماید.

الگوهای رشد طبیعی زبان متناسب با سن کودک خود را از درمانگران او بپرسید و پیشرفت زبانی او را تشویق نمایید.

زبان کودک خود را گسترش دهید. کودک شما نیاز دارد به تمامی جنبه های زبان دسترسی داشته باشد تا بتواند از زبان به درستی استفاده کند. در مورد الگوهای گسترش زبان از درمانگران کودک خود کمک بخواهید.

شما باید همواره گنجینۀ لغات کودک را گسترش دهید. او نیاز دارد همۀ لغات زبان را بشنود و بیاموزد.

هر گاه کودک شما عبارت یا اصطلاحی را درک نمی کند، آنرا به طور ساده تر با عبارتی که مطمئن هستید یاد گرفته است، برای او توضیح دهید.

همیشه از مواردی که به کودک آموزش داده اید، از او بپرسید. کودک باید مهارت درک و پاسخ به سوال را فرا بگیرد. پرسش از جنبه های بسیار مهم زبان می باشد.

از تکنیک استنباط شنیداری استفاده کنید. در میان صحبتهایتان، جمله ای را به صورت ناقص بگویید و به کودک نشان دهید که او باید آنرا تکمیل کند.

با صدای طبیعی با کودک صحبت کنید. صدای بلند باعث بروز اعوجاج در صوت رسیده به گوش کودک می شود و اطلاعات گفتاری را دستخوش تغییر می کند.

از تکنیک شفاف سازی استفاده نمایید. در میان صحبت هایتان از کودک بپرسید "تو چی شنیدی؟" و یا "من چی گفتم؟". این کار شما اگر همیشه تکرار گردد، این مسئولیت مهم را بر عهدۀ کودک قرار می دهد که همیشه به گفتار اطرافیان گوش فرا دهد.
 

 

ü       شما باید تمامی این تکنیک ها را در طول روز استفاده نمایید یعنی در اصل روش AVT باید شیوۀ زندگی شما و کودکتان گردد. تنها در این صورت است که شنوایی با شخصیت کودک شما تلفیق گشته و زبان به طور کامل آموخته خواهد شد.

ü       در روش AVT همواره از آخرین پیشرفتهای ایجاد شده در زمینۀ سمعک، استفادۀ گسترده ای می گردد و متخصصین این روش از هر پیشرفتی در این زمینه حمایت کرده و آنرا برای مددجویان خود تجویز می نمایند.

 

 Listen, Learn and Talk

Cochlear Company

رضا صادقی ، کارشناس شنوایی شناسی

آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ۰۱ شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۴۷

کاشت حلزون و شرایط کاندیداتوری آن

  • PDF

 

 

 

 

کاشت حلزون و شرایط کاندیداتوری آن

 

 در حال حاضر سیستمهای کاشت حلزون متعددی در دنیا وجود دارد که هر کدام ویژگی ها، مزایا و معایب خود را دارند ولی در کل همه از اصول کلی یکسانی برای تقویت شنوایی افراد کاشت شده بهره می برند. همه سیستمها متشکل است از یک مجموعه خارجی متصل به یک پردازشگر گفتاری با یک منبع باتری و نیز یک بخش داخلی که توسط جراحی در زیر پوست سر فرد قرار داده می شود و متصل است به یک الکترود که در داخل حلزون گوش قرار داده می شود. مجموعه خارجی شامل میکروفون، پردازشگر گفتاری پشت گوشی یا جیبی و کویل منتقل کنندۀ خارجی می باشد. کویل منتقل کنندۀ خارجی در جایی که گیرندۀ داخلی در زیر پوست قرار دارد توسط آهنربا به سر می چسبد. میکروفون محرک صوتی را دریافت کرده، آنرا به سیگنال الکتریکی تبدیل می کند و به پردازشگر گفتار می فرستد. پردازشگر گفتار این سیگنال را با استفاده از استراتژی خاصِ دستگاه، کدبندی کرده و آنرا به کویل منتقل کنندۀ خارجی می فرستد. کویل نیز این اطلاعات را از طریق امواج رادیویی اِف اِم به گیرندۀ داخلی زیر پوست انتقال میدهد، که آن نیز به نوبه خود اطلاعات را به الکترودهای کاشت شده در حلزون تحویل می دهد تا فیبرهای عصبی باقیمانده از عصب شنوایی را مورد تحریک قرار دهد. سپس عصب شنوایی این اطلاعات را به قشر مغز تحویل می دهد تا فرد تحریک صوتی را دریافت کند. تمامی اینها تنها در کسری از میکروثانیه ها اتفاق می افتد.

 

 

تاریخچۀ کاشت حلزون

در سال 1972 اولین پروتز کاشت حلزون در گوش یک فرد بزرگسال در موسسۀ گوش هاوس انجام گردید. این پروتز شامل یک الکترود در پیچ پایۀ حلزون و یک الکترود اتصال به زمین واقع در شیپور استاش بود. با استفاده از این پروتز فرد تنها قادر بود اطلاعاتی در مورد بود و نبود صدا، مدت زمان ارائه صدا و نیز شدت صدا را دریافت کند. حتی با استفاده از این اطلاعات محدود نیز بسیاری از افراد قدرت گفتارخوانی شان پیشرفت می کرد و در صورت توانبخشی مناسب قادر می شدند اصوات محیطی را شناسایی کنند. این پروتز برای بیش از 1000 نفر مورد استفاده قرار گرفت. در سال 1980 پروتزی برای استفاده در کودکان بالای 2 سال طراحی شد. پروتزهای چندکاناله در دهۀ 1980 مورد استفادۀ وسیع قرار گرفت. با استفاده از این پیشرفت اطلاعات فرکانسی دقیقتری به گوش فرد می رسید و بسیاری از بیماران به مهارت درک گفتار در مجموعه باز حتی بدون علائم بینائی می رسیدند. در سال 1985 سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA  ) استفاده از پروتز کاشت حلزون 22 کاناله نوکلئوس (Nucleus  ) را برای افراد بزرگسالی که پس از دورۀ زبان آموزی شنوایی خود را از دست داده اند، مورد تأئید قرار داد. همچنین در سال 1990 این تأئیدیه برای جراحی کودکان بالای 2 سال نیز صادر گردید.

تداوم تکامل سیستم های کاشت حلزون و استراتژی های پردازش گفتار در این سیستمها در 2 دهۀ اخیر، پیشرفت های قابل ملاحظه ای را در این زمینه سبب گشته است. در سال 1995 انستیتوی ملی NIHCSCI   (National Institute of Health Consensus Statement on Cochlear Implant  ) گزارش داد که با استفاده از پردازشگرهای اخیر بسیاری از بزرگسالان به درک گفتار بیش از 80% در مجموعه پاسخی باز و با استفاده از شنوایی صرف، دست پیدا می کنند.

 

تیم کاشت حلزون

جهت نیل به موفقیت در کاشت حلزون نیاز به یک تیم چند تخصصی می باشد. اعضاء این تیم باید از مرحله ارزیابی اولیه جهت کاندیداتوری تا پایان توانبخشی در کلیه مراحل دخیل و درگیر باشند. تیم باید شامل یک متخصص گوش و حلق و بینی و یک ادیولوژیست باشد که به عنوان مدیران تیم محسوب می گردند. متخصص گوش تصمیمات پزشکی را اتخاذ می کند و جراحی را انجام می دهد. ادیولوژیست کاندیداتوری ادیولوژیک را تعیین و نیز پس از جراحی، پردازشگر گفتار را برنامه ریزی می کند. همچنین ادیولوژیست با همکاری سایر اعضاء تیم، برنامه درمان توانبخشی را طرح ریزی می نماید. سایر اعضاء تیم شامل موارد زیر می باشند:

  1. آسیب شناس گفتار و زبان (گفتاردرمانگر)
  2. روانشناس
  3. مربی کودکان کم شنوا
  4. مددکار اجتماعی
  5. والدین 

ارتباط کامل میان اعضاء تیم برای موفقیت کاشت حلزون، بسیار ضروری می باشد.

 

 کاندیداتوری کاشت حلزون

هر فرد کم شنوا یا ناشنوایی کاندید مناسب برای این جراحی نمی باشد. ارزیابی های کاندیداتوری شامل یک سری ارزیابی ها توسط اعضاء مختلف تیم می باشد. در سالهای اولیه این جراحی برای بزرگسالان با ناشنوایی عمیق پس از دوره زبان آموزی انجام می شد ولی اخیراً FDA   انجام جراحی برای افراد بالای 12 ماه را تأئید نموده است. خط مشی های ادیولوژیک توسط مقایسۀ افراد کاشت شده با آنهایی که افت شنوایی مشابه دارند و از سمعک استفاده می کنند، تعیین می گردد. بیماران باید دارای افت شنوایی حسی ـ عصبی عمیق و دوطرفه باشند. با معیار کمیته شنوایی و تعادل آکادمی جراحان گوش،حلق و بینی ـ سر و گردن آمریکا، فرد بزرگسال باید با استفاده از سمعک و بهترین تقویت ممکن، امتیاز کمتر از 50% در یک گوش و کمتر از 60% در گوش مقابل کسب کند تا کاندیدِ کاشت گردد. البته با پیشرفت تکنولوژی و برخورداری بیماران از صدای با کیفت بهتر، معیارهای کاندیداتوری روزبروز راحت تر و آسان تر گشته است.

در مورد کودکان این معیار شامل افت شنوایی حسی ـ عصبی دو طرفه شدید تا عمیق می باشد که با استفاده از سمعک های معمولی، پیشرفت زبانی قابل قبولی را در یک بازه زمانی نداشته اند. تعیین پیشرفت قابل قبول در مورد کودکان مسأله ای مهم و بسیار مشکل می باشد و در این مورد، معیار کاندیداتوری شامل پیشرفت کم تا عدم پیشرفت در مهارت شنیداری با استفاده از سمعک و نیز آموزشهای توانبخشی مناسب می باشد. برای کودکان بزرگتر در معیار درک کلمه، کودک در صورت کسب امتیاز کمتر از 30% کاندید کاشت می باشد. ارزیابی های زبانی و گفتاری نیز برای تمامی افراد باید انجام گردد.

معاینات و ارزیابی های پزشکی نیز شامل CT Scan   و   MRI   جهت بررسی وضعیت آناتومیکی گوش انجام می شود. علاوه بر اینها هیچ گونه کنترا اندیکاسیون پزشکی نیز نظیر عدم وجود عصب هشتم (عصب شنوایی)، وضعیت نامناسب حلزون یا کانال عصب شنوایی داخلی و ... نباید وجود داشته باشد. گوش میانی فرد نیز در هنگام جراحی نباید عفونی باشد و فرد باید شرایط لازم جهت تحمل بیهوشی را داشته باشد.

 

 

 برنامه های درمانی

هنگامی که ارزیابی ها و مشاوره ها کامل شد و تصمیم جراحی اتخاذ گردید، تیم ممکن است پیشنهاد دهد تا برخی آموزشهای مقدماتی قبل از عمل برای فرد انجام گردد. این آموزشها ممکن است شامل اصلاح اختلالات ارتباطی و ... برای بزرگسالان و کودکان بزرگتر، و نیز آموزش مهارت گوش کردن برای انجام ادیومتری بازی برای کودکان کم سن تر باشد.

 

جراحی: این جراحی تحت بیهوشی کامل انجام می گردد. جراح یک برش در پشت گوش ایجاد می کند و توسط دریل استخوان، منطقه کوچکی را در استخوان ماستوئید جهت جایگذاری گیرنده داخلیِ زیر پوست، ایجاد می نماید. همچنین سوراخی نیز در این استخوان جهت عبور دادن الکترود به سمت حلزون ایجاد می شود تا الکترود از طریق این مسیر، محفظه گوش میانی و دریچۀ گرد، وارد حلزون شود. پس از اتمام جراحی 3 تا 6 هفته طول می کشد تا قسمت خارجی پروتز، بر روی گوش بیمار قرار داده شود. این مدت زمانی است که زخم های جراحی بهبود پیدا کرده و گیرندۀ داخلی آمادگی اتصال به کویل منتقل کنندۀ خارجی توسط آهنربا را پیدا می کند.

 

تحویل دستگاه و تنظیم اولیه: در این مرحله ادیولوژیست دستگاه را بر روی گوش بیمار قرار داده و توسط نرم افزار مخصوص کامپیوتری، برنامه ریزی اولیه پردازشگر گفتار را بر اساس استراتژی تنظیمی کمپانی انجام می دهد. در پروتزهای امروزه امکان ارزیابی ولتاژ الکتریکی و مقاومت الکتریکی الکترودها بر روی گوش بیمار میسر است و ادیولوژیست قبل از برنامه ریزی اولیه این دو مورد را اندازه گیری نموده و سپس برنامه ریزی را انجام می دهد. در این مرحله امکان تعیین الکترودهایی که عمل می کنند و آنهایی که عمل نمی کنند، وجود دارد و در مورد آنهایی که عمل نمی کنند، تنظیم صورت نمی پذیرد. اکثر سیستم های امروزی دارای بیش از یک برنامه می باشند که این مسأله به ادیولوژیست اجازه می دهد تا بیش از یک برنامه را برای استفاده فرد در محیط های شنیداری مختلف، تنظیم نماید.  

ادیولوژیست طریقه استفاده روزانه از دستگاه را به والدین و کودک آموزش می دهد. این موارد شامل جایگذاری مناسب کویل و پردازشگر، تعویض باتری، کارکرد انواع کنترل های دستگاه(دکمه های روی آن) و نیز رفع نواقص جزئی دستگاه می باشد. والدین یاد می گیرند که چگونه قبل از جایگذاری دستگاه، آن را تست کنند تا از کارکرد آن مطمئن شوند. همچنین والدین استفاده از وسایل جانبی دستگاه و اطلاع از معنی علائم هشدار را فرا می گیرند. برای مثال آموزش می بینند که الکتریسیته ساکن برای پروتز بسیار خطرناک است و ممکن است موجب پاک شدن برنامه ها و یا حتی در برخی موارد سوختن مدارات داخلی آن شود، پس باید هنگام بازی کودک با وسایل پلاستیکی در پارک، دستگاه از روی گوش کودک برداشته شود. همچنین موارد تحت پوشش گارانتی کمپانی سازنده نیز به والدین آموزش داده می شود.

پس از این مرحله نیز در فواصل منظم و از پیش تعیین شده، تنظیمات تکمیلی و ظریفتر بر روی پروتز انجام می گردد. در نظر گرفتن تجربیات فرد در طول استفاده از پروتز پس از تنظیم اولیه، نظیر بلندی صدا، آگاهی از وجود صدا و ... در تعیین تنظیمات بعدی موثر خواهد بود. برنامه های توانبخشی کودکان کم شنوا که از سمعک استفاده می کنند، برای این کودکان نیز قابل استفاده می باشد. طول دوره و میزان جلسات توانبخشی بسته به شرایط هر بیمار تفاوت دارد. در توانبخشی پس از عمل باید والدین نفش فعالی داشته باشند تا بتوان از تمامی پتانسیل های محیطی و فردی کودک جهت ارتقاء مهارت شنیداری و پیشرفت زبانی، استفاده نمود.

 

متغیرهای موثر در عملکرد بهتر

همانطور که قبلاً گفته شد، میزان بهره مندی افراد مختلف از کاشت حلزون متفاوت است. برخی از افراد به توانایی تمایز گفتار در مجموعه باز و فقط با استفاده از شنوایی می رسند، در حالی که در مورد برخی دیگر تنها بهبود نسبی در توانایی گفتارخوانی و آگاهی از وجود اصوات محیطی حاصل می گردد. سن شروع کم شنوایی، طول مدتی که فرد کم شنوا بوده است، سن شروع استفاده از سمعک، طول مدتی که فرد از کاشت حلزون استفاده می کند، علت ایجاد کنندۀ کم شنوایی، وضعیت عصب شنوایی، روش ارتباطی مورد استفاده، تکنولوژی مورد استفاده در کاشت حلزون، روشهای جراحی مورد استفاده، روشهای توانبخشی شنوایی مورد استفاده و نیز میزان انگیزش فرد برای کسب مهارتهای شنیداری، مثالهایی از متغیرهایی است که بر روی میزان سودمندی کاشت حلزون تأثیر می گذارند. برخی از این فاکتورها کاملاً شناخته شده هستند، برای مثال سن شروع و مدت زمانی که فرد کم شنوا بوده است. هرچه مدت دوره کم شنوایی فرد کمتر باشد و نیز هر چه امتیاز تمایز اصوات، قبل از جراحی بیشتر باشد، پیش آگهی سودمندی فرد(پیش بینی میزان سودمندی) از کاشت حلزون بهتر خواهد بود.

 

شنوایی دوطرفه با استفاده از کاشت حلزون

بررسی های متعدد نشان داده است که هنگامی که فرد در گوش مقابلِ کاشت حلزون، از سمعک استفاده می کند، در مهارت مکان یابی صدا و نیز درک گفتار در حضور نویز زمینه بهبود خواهد داشت. اخیراً توصیه می گردد که تمامی افرادي كه به صورت یک طرفه كاشت شده اند، حتماً در سمت مقابل از سمعک استفاده کنند.

در بزرگسالان کم شنوا نیز ثابت شده است که با استفاده از کاشت حلزون دوطرفه، مهارت مکان یابی صدا و نیز درک گفتار در حضور نویز زمینه بهبود خوبی پیدا می کند. در مورد کودکان این بهبود کمتر مشخص گردیده است به این معنی که برخی کودکان کاشت شده بهبودی کم و برخی دیگر عدم بهبودی در دو مهارت یاد شده را نشان داده اند.

 

کاشت ساقه مغز شنوایی (ABI  )

برای افراد مبتلا به نوروفیبروماتوزیس که به دلیل تومور عصب هشتم (عصب شنوایی) ناشنوا شده اند، کاشت ساقه مغز شنوایی ایجاد گردیده است. در این جراحی پروتز مربوطه در هسته حلزونی ساقه مغز جایگذاری می گردد. در واقع این روش برای افرادی مورد استفاده قرار می گیرد که تشخیص داده شود عصب هشتم کارکردی نداشته و فرد نمی تواند از کاشت حلزون معمول استفاده کند. میزان سودمندی افراد از این روش نیز در حد نسل اول پروتزهای چند کاناله می باشد.

 

نگاهی به آینده

امروزه شاهد پیشرفت های بسیاری در زمینۀ طراحی پروتزها، استراتژی های تنظیمی، استراتژی های کدبندی اطلاعات توسط پردازشگر گفتار و نیز شرایط کاندیداتوری هستیم. همچنین می بینیم که هر روزه قسمتهای بیرونی و نیز درونی پروتز در حال کوچکتر شدن می باشد. برای شاهد این مورد می توان به حرکت کردن به سمت استفاده از پردازشگر گفتار پشت گوشی به جای جیبی اشاره نمود.

استفاده از تحریک همزمان صوتی/ الکتریکی حلزون نیز نوعی جدید از کاشت حلزون می باشدکه هم اکنون مورد بررسی است. بسیاری از افراد در فرکانسهای بم و میانه شنوایی قابل استفاده دارند و ناشنوایی آنها در فرکانسهای زیر اتفاق افتاده است و با استفاده از سمعک نمی توان شنوایی سودمندی را در این فرکانسها انتظار داشت. در اینگونه موارد اصطلاحاً می گویند که مناطق مرده در حلزون وجود دارد. در این بیماران الکترود کاشت حلزون فقط در پیچ پایۀ حلزون جایگذاری می شود و برای اصوات زیر برنامه ریزی می گردد، همچنین به صورت همزمان در همان گوش، اصوات بم و میانه توسط سمعک معمول تقویت و به گوش بیمار می رسد. در واقع این پروزها ترکیبی از سمعک و کاشت حلزون می باشند و برای بیمارانی که قبلاً کاندید کاشت نبودند و از سمعک خود نیز به دلیل عدم شنیدن اصوات زیر ناراضی بودند، طراحی شده است. از این سیستمها تحت عنوان سیستمهای هیبرید نام برده می شود که در آینده مطمئناً شاهد استفاده بیشتر از این سیستمها خواهیم بود.

 

 

 

 

Ronald L. Schow , Michael A. Nerbonne

Introduction to Audiologic Rehabilitation , 2007

رضا صادقي ، كارشناس شنوايي شناسي

 

 

 

 

 

 

 

آخرین به روز رسانی در شنبه ۰۴ شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۱۲

عوامل ایجاد افت شنوایی مادرزادی

  • PDF
امتیاز کاربر: / 1
بدخوب 

 

 

عوامل ایجاد کم شنوایی
 
افتهای شنوایی که شدت آنها شدید یا عمیق باشد، معمولاً از نوع حسی ـ عصبی یا مختلط می باشند. افت شنوایی حسی ـ عصبی، که علت ایجاد آن در گوش داخلی یا عصب شنوایی می باشد، می تواند از علل محیطی یا ژنتیک ناشی گردد.
 
 
علل محیطی افت شنوایی حسی ـ عصبی
علل محیطی افت شنوایی حسی ـ عصبی ممکن است پِرِنِیتال (Prenatal  )(مربوط به دورۀ قبل از تولد)، پِری نِیتال (Perinatal  ) (مربوط به صدمات هنگام زایمان) و یا پُست نِیتال (Postnatal  )(ضایعاتی که کمی پس از تولد ایجاد می گردند) باشد.
 
فاکتورهای پِرِنیتال که ممکن است وضعیت شنوایی نوزاد را تحت تأثیر قرار دهد، عبارتند از:
•  عفونتهای داخل رحمی نظیر سرخجه، سایتومگالوویروس و ویروس هرپس (تب خال).
•  عوارضی که در اثر فاکتور   RH خون ناشی می شوند(هنگامی رخ می دهد که آنتی بادی های مادر، سلولهای خونی RH مثبت جنین را تحت تأثیر قرار می دهد).
• زایمان زودرس.
• دیابت مادر در دوران بارداری.
• مواجهۀ مادر با پرتوهای رادیواکتیو و یا اشعه های ایکس.
• مسمومیت مادر در دوران بارداری.
• کمبود اکسیژن (آنوکسیا).
• سیفلیس.
 
در موارد پِری نِیتال فاکتور ایجاد کنندۀ کم شنوایی در هنگام زایمان مادر رخ می دهد. این فاکتور شامل آنوکسیا می باشد که بدلیل انسداد بند ناف و قطع جریان خون به مغز جنین اتفاق می افتد. برخی مواقع نیز بدلیل استفاده از فورسپس به هنگام زایمان و یا انقباضات شدید رحمی نیز ممکن است آسیب به صورت مستقیم به حلزون گوش وارد گردد، البته این مورد بسیار نادر می باشد.
 
افتهای شنوایی با عامل پُست نیتال، اکثراً بدنبال مننژیت و یا استفاده از داروهای اتوتوکسیک (داروهای اتوتوکسیک در بخش بیماریهای گوش داخلی به تفصیل شرح داده شده است) رخ می دهند. دیگر فاکتورهای محیطی پُست نِیتال شامل سرخک، انسفالیت (التهابات مغزی)، آبله مرغان، آنفلوآنزا و اوریون می باشد.
 
عوامل ژنتیک افت شنوایی حسی ـ عصبی
باور بر این است که عامل 50% از افتهای شنوایی مادرزادی در کودکان، عوامل ژنتیک می باشند. تا کنون بیش از 400 نوع افت شنوایی با عامل ژنتیک شناخته شده است، همچنین با پیشرفت روزافزون علم ژنتیک انسانی، انواع جدید نیز به صورت مداوم معرفی می گردند.
قابل ذکر است که ژنوم انسانی در 23 جفت کروموزوم که 22 جفت اُتوزوم و 1 جفت کروموزوم جنسی می باشند، قرار دارد. ژنوم انسانی حاوی 30.000 الی 40.000 ژن می باشد که در DNA واقع شده است. در واقع جنین جفتهای کروموزوم ها و در نتیجه جفتهای ژنها را از والدین دریافت می کند. گاهی اوقات ممکن است که یکی از این ژنهای جفت، دارای جهش باشد. در نتیجه، این جهش از تشکیل پروتئین مربوط به آن ژن جلوگیری می کند و این نیز به نوبۀ خود اختلالی در تشکیل یکی از ارگانهای بدن ایجاد می نماید. این اختلال می تواند در گوش باشد و موجب بروز کم شنوایی گردد.
کم شنوایی های ژنتیکی به صورت زیر قابل توصیف می باشند:
• عامل اُتوزومال غالب(غیر وابسته به کروموزم جنسی): یکی از والدین یک ژن غالبِ کم شنوایی را دارد که آنرا به جنین انتقال داده است، به صورت نرمال آن والد دارای افت شنوایی میباشد. این نوع افت شنوایی به این علت اُتوزومال غالب خوانده می شود که انتقال ژن آن توسط یکی از والدین برای ایجاد افت شنوایی کافی است. در نتیجه نوزادی که یکی از والدینش دارای افت شنوایی غالب می باشد، 50% احتمال کم شنوا شدن را دارد. در این موارد اگر به شجره نامۀ فرد مراجعه گردد می توان به صورت متوالی و متعدد، کم شنوایی را در یک طرف مشاهده نمود.
• عامل اتوزومال مغلوب: ممکن است در مواردی در ژنوم هر دو والد ژن افت شنوایی مغلوب موجود باشد ولی هیچ کدام افت شنوایی نداشته باشند. در این موارد این نوع ژنها ژن مغلوب نامیده می شود. حدوداً 80% از افتهای شنوایی ارثی، از این نوع می باشند. در مواردی که هر دو والدین ژن مغلوب را دارند ولی از شنوایی نرمال برخوردار هستند، احتمال اینکه نوزاد آنها دچار افت شنوایی باشد، 25% است. در این موارد ممکن است هیچ کدام از اعضای خانواده افت شنوایی نداشته باشند و تنها در صورتی که شجره نامۀ هر دو طرف به دقت بررسی گردد، مواردی نادر از افت شنوایی موجود خواهد بود. این موارد تنها در صورتی صادق است که هر دو والدین از شنوایی نرمال برخوردار باشند. اگر هر دو والدین دارای افت شنوایی مغلوب باشند، تمامی فرزندان آنها دارای افت شنوایی خواهند بود.
• عامل وابسته به کروموزوم جنسی: تنها 2% از موارد کم شنوایی ارثی از این نوعِ نادر می باشند. در این نوع از افتهای شنوایی ارثی، مادر یک ژنِ افت شنوایی بر روی کروموزوم جنسی خود دارد. وقتی جنین مؤنث آنرا دریافت کند، شنوایی نرمال خواهد داشت ولی احتمال اینکه فرزندان پسر او کم شنوا بشوند، 50% می باشد. وقتی جنین مذکر آنرا دریافت کند، معمولاً دچار کم شنوایی خواهد شد.
 
کم شنوایی های ارثی اغلب بر اساس موارد زیر طبقه بندی می شوند:
• حالت انتقال ارثی (برای مثال اتوزومال غالب)
• آیا افت حاصله حالت سندرمی دارد یا نه.
ü      حالت سندرمی: همراه با علائم دیگر نظیر کم توانی ذهنی و...
ü      حالت غیر سندرمی: بدون علائم دیگر
• نوع و میزان افت شنوایی بر اساس اطلاعات ادیولوژیک
• یکطرفه یا دوطرفه بودن افت شنوایی
• سن شروع افت شنوایی و وضعیت پیشرفت آن (این مسأله که آیا افت شنوایی شروع ناگهانی داشته و یا تدریجی بوده است)
• همراه داشتن یا نداشتن علائم وستیبولار نظیر سرگیجه
 
بسیاری از افرادی که افت شنوایی ارثی دارند ممکن است که افت شنوایی غیر سندرمی را با شروع تأخیری داشته باشند (Tomaski & Grundfast,1999). این افراد که افت شنوایی با شروع تأخیری (افت پیش رونده) دارند، ممکن است به هنگام تولد شنوایی نرمال داشته باشند ولی در سنین بالاتر شروع به از دست دادن شنوایی کنند (اغلب پس از سنین 20 یا 30 سالگی). در موارد افت شنوایی غیر سندرمی، هیچ گونه علائم همراه وجود ندارد و تنها اختلال موجود، کم شنوایی می باشد.
در علم پزشکی به تعدادی از علائمی که با هم بروز می کنند و به عنوان یک بیماری واحد در نظر گرفته می شوند، سندرم گفته می شود. بسیاری از افت های شنوایی ژنتیک، به عنوان یکی از علائم یک سندرم رخ می دهند. به عنوان مثال سندرم تریچر ـ کولینز (Treacher-Collins) که یک سندرم ژنتیک اتوزومال غالب می باشد و در آن فرد مبتلا علاوه بر کم شنوایی (از درجۀ ملایم تا عمیق در افراد مختلف)، دچار اختلالاتی در محفظۀ دهانی، سیستم عصبی، سیستم ریوی و سیستم کلیوی می باشد. یک مثال دیگر می تواند سندرم گُلدن هار (Goldenhar) باشد. در این سندرم فرد مبتلا علاوه بر کم شنوایی (از درجۀ ملایم تا عمیق در افراد مختلف)، دچار بدشکلی هایی در فک و گوش خارجی می باشد. دیگر اختلالات سیستماتیک همراه در سندرم گلدن هار، ممکن است در سیستم عصبی، چشم ها، کلیه ها و سیستم های ریوی و قلبی ـ عروقی باشند. این سندرم نیز حالت اتوزومال غالب دارد. دیگر نمونه های سندرم های اتوزومال غالب عبارتند از: سندرم بیورنِستاد (Bjornstad Syndrome)، سندرم هاربویان (Harboyan Syndrome)، سندرم استیکلِر (Stickler Syndrome) و سندرم واردنبرگ (Waardenburg Syndrome). هم چنین سندرمهای اتوزومال مغلوب عبارتند از: سندرم ریچاردز ـ راندل (Richards – Rundle Syndrome)، سندرم آلستروم (Alstrom Syndrome)، سندرم آشر (Usher Syndrome)، سندرم پِندرد (Pendred Syndrome) و سندرم برانکیو اُتورِنال (Brancio – Otorenal Syndrome).
سندرم آلپُرت (Alport Syndrome) و سندرم هانتر (Hunter Syndrome) نیز سندرمهای مغلوب وابسته به کروموزوم جنسی X می باشند. این سندرمها و نیز نمونه هایی از سندرمهای دیگری که ممکن است سیستم شنوایی را درگیر کنند در جدول پایین آمده است.
 
نام سندرم توصیف اختلالات ایجاد شده
آلپورت نفریت (التهاب کلیه) و کم شنوایی حسی ـ عصبی
آلستروم آسیب رنگدانه ای شبکیه، دیابت شیرین (دیابت ملیتوس)، چاقی مرضی، بدشکلی مغز و کم شنوایی حسی ـ عصبی پیشرونده
سندرم بیورنستاد کم شنوایی حسی ـ عصبی مادرزادی و بیماری موی پیچ خورده (Pili torti)
سندرم برانکیو اُتورِنال آنومالی های برونشی شامل شکافها، فیستول ها و کیستهای برونشی؛ آنومالی های گوشی شامل لالۀ گوش بدشکل و یا سوراخ های جلوی گوشی؛ ابنرمالیتی های کلیوی. سه چهارم مبتلایان دارای کم شنوایی های انتقالی یا حسی ـ عصبی و یا مختلط هستند.
کروزون بسته شدن زودتر از موعد درزهای جمجمه ای (Suturs)، فشار خون بالا، جابه جایی برعکس کره های چشم به علت کم عمقی کاسه های چشمی، کم شنوایی انتقالی ملایم تا متوسط و یا احتمالاً افت مختلط، بسته بودن کانال گوش خارجی
داون عقب ماندگی ذهنی، ویژگی های خاص در چهره، غالباً اوتیت میانی مزمن و در نتیجه افت شنوایی انتقالی، حسی ـ عصبی و یا مختلط
اِدوارد کوچک بودن سر (Microcephaly)، فقدان رشد استخوانها، بیماری قلبی مادرزادی، ابنرمالیتی های جمجمه ای ـ صورتی، عقب ماندگی ذهنی و آنومالی های گوش خارجی، میانی و داخلی
اِپستین (Macrothrombocytopathia)، التهاب کلیوی و افت شنوایی حسی ـ عصبی
سندرم الکل جنینی (Fetal alcohol Syn.) وزن کم هنگام تولد، رشد ناقص، عقب ماندگی ذهنی، فاصلۀ زیاد چشم ها از هم (Wide-set eyes)، اوتیت میانی راجعه، افت شنوایی حسی ـ عصبی
فورمِی ترشح مایع در مفاصل، عدم کفایت در عملکرد دریچۀ میترال قلب و افت شنوایی انتقالی
هربویان این سندرم به ایجاد افت شنوایی حسی ـ عصبی با شروع تأخیری شناخته می شود
هانتر افت شنوایی حسی ـ عصبی، انتقالی یا مختلط، نقص رشدی، زوال مغزی یا نورولوژیک، تظاهرات شدید صورتی
سندرم یرول و لانگه نیلسون ابنرمالیتی هایی در نوار قلبی، حمله هایی از بیهوشی و وجود افت شنوایی دوطرفۀ حسی ـ عصبیِ عمیق
 
     
Nancy Tye-Murray
Foundation of Audiologic Rehabilitation
children,adults and their family members , 2nd Edition , 2004.
رضا صادقی، کارشناس شنوایی شناسی

آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ۰۱ شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۴۱

پلاستی سیتی شنیداری

  • PDF

 

اهميت شنيدن در رشد عصب شنوايي

 

احتمالاً مهمترین جنبۀ رشدی در کودک انسان، کسب و یادگیری زبان گفتاری می باشد. همچنین یادگیری زبان گفتاری دروازه ای است برای ورود به دنیای ارتباطات موفق و تعاملات اجتماعی که برای زندگی روزمره ضروری است و جهت طی شدن طبیعی این روند، کودک باید از شنوایی نرمال و یا به طور مناسب تقویت شده برخوردار باشد.

هر کدام از اعصاب بدن شامل رشته های عصبی زیادی است که در بدو تولد به صورت نابالغ بوده و به مرور که تحریکات حسی و حرکتی مربوط به خود را منتقل می کنند بالغ می گردند. روند بلوغ عصب، پلاستی سیتی نامیده می شود. هر رشته عصبی سه قسمت دارد آکسون، تنه و دندریت، آکسونها و دندریت ها با هم اتصال پیدا می کنند که به محل این اتصال، سیناپس گفته می شود. در عصب شنوایی که موضوع بحث ما می باشد، با دریافت پیامهای عصبی از حلزون و کارکرد این سیناپس ها تعداد آنها به مرور افزایش پیدا می کند که به این روند، شبکه سازی (Netwoking) گفته می شود. افزایش تعداد سیناپسها باعث افزایش سرعت انتقال پیام عصبی می گردد که این امر نیز به نوبه خود موجب افزایش تمایز فرکانسی و قدرت درک گفتار می شود. در صورت عدم کارکرد حلزون در ماهها و سالهای اول پس از تولد و عدم دریافت پیامهای عصبی توسط عصب شنوایی، این روند به صورت کامل طی نشده و عصب به اصطلاح نابالغ می ماند. لازم به ذکر است که انجام پلاستی سیتی عصب زمان محدودی دارد و هر چه تحریکات صوتی دیرتر به عصب برسد این روند ناقص تر طی خواهد شد. پس در اینجا اهمیت دریافت سمعک و مداخله توانبخشی زودهنگام مشخص می گردد. در مواردی که تشخیص کم شنوایی کودک و دریافت سمعک به تعویق می افتد، کودک با تقویت سمعک، اصوات را می شنوند ولی در درک گفتار محدودیت دارد. پس از ارائه این مقدمه کوتاه، در اینجا به مرور یک سری متون در زمینه روند بلوغ عصب یا پلاستی سیتی می پردازیم.

 

 پلاستی سیتی عصب شنوایی

در طول دهه های اخیر، محققین به یافته های جدیدی در زمینه رشد و تکامل اولیۀ مغز و سیستم عصبی دست یافته اند. تکنولوژی های برتری همچون اسکن های مغزی دقیق و نقشه برداری های مغزی (Brain Mapping  ) کمک کرده اند تا روند رشد مغز با جزئیات بیشتری روشن شود. یکی از یافته های مهم توسط این تکنولوژی ها این است که رشد و تکامل مغز که در 12 ماه اول زندگی کودک اتفاق می افتد، بسیار وسیعتر و گسترده تر از آن چیزی است که تا کنون تصور می شد. از اواخر دهۀ 1950 ثابت شد که، مغز یک اندام جامد و سخت نیست بلکه یک عضو نرم و قابل انعطاف می باشد که بر اساس ورودی های حسی و حرکتی، قابلیت برنامه ریزی خود را دارد، پدیده ای که از آن به عنوان پلاستی سیتی مغز نام برده می شود. نورونهای قشر مغز در طول سه سال اول زندگی بالغ می شوند و پس از آن ساختار عمومی مغز تغییر قابل توجهی نمی یابد. در نظر گرفتن این حقایق، اهمیت مداخله زودهنگام را برای همه ما روشن می سازد.

از همان ابتدا سلولهای مغزی به صورت سریعی ازدیاد پیدا می کنند و ارتباطاتی با سلولهای مجاور  برقرار می کنند که تا آخر عمر پابرجا خواهد ماند. در هفته ششم جنینی، مغز جنین به اندازه کل بدن اوست و توسط شبکه وسیعی از عروق خون دهی می شود. در این زمان مغز نورونهای(سلولهای عصبی) زیادی را تولید می کند که واقعاً به آنها نیازمند است. همزمان که نورونها سیگنالهای الکتریکی را منتقل می کنند، توسط این مسیرهای عصبی که با هم همکاری می کنند،گذرگاههای سیستماتیک شکل می گیرند. نورونهای تحریک شده آکسونهای بلندی را تولید می کنند که آنها نیز به نوبۀ خود شاخه های مضاعف ایجاد کرده و با نورونهای بسیاری اتصال برقرار می کنند. تئوری های جدید اینچنین اظهار می کنند که انتقال پیامهای الکتریکی، این گذرگاههای عصبی را تقویت می کنند در حالیکه نورونهای دیگر که تحریک الکتریکی دریافت نمی کنند، دچار آتروفی (تحلیل) شده و در نهایت از بین می روند. ساختار مغز در سالهای اولیه زندگی، نورونهای اضافی و نیز اتصالاتی را که عملکرد پایین یا عدم عملکرد دارند، حذف می کند. در سالهای اولیه زندگی انفجاری در تعداد اتصالات نورونها رخ می دهد و هر کدام از میلیاردها نورون مغزی با هزاران نورون دیگر ارتباط برقرار می کند. افزایش فعالیت الکتریکی ساقۀ مغز و کورتکس مغز که توسط انتقال جریان حسی رخ می دهد، مدارات مغزی را به دقت تنظیم کرده (Fine Tuning  ) و تعیین می کند که کدام اتصالات باید ابقا گشته و کدام ها باید از بین بروند(Chugani,1993  ).

بررسی نتایج نقشه برداری مغزی (Brain Mapping  ) نشان می دهد که الگوهای بیوشیمیایی موجود در مغز یک کودک یک ساله به لحاظ کیفی با الگوهای مغز یک جوان بالغ مشابه می باشد. اطلاعات الگوهای مغزی قبل از تولد کامل میشوند، ولی بلوغ مغز پروسه ای است که نیاز به زمان دارد. رویداد بعدی که در مغز رخ می دهد، تشکیل اتصالات بین نورونهای مغزی است تا نقشه فیزیکال مغزی را تشکیل دهند که پیش زمینه ایجاد روند یادگیری می باشد. تخمین زده می شود که در سیستم عصبی به ازاء هر نورون 15000 عدد اتصالات یا سیناپس وجود دارد. در ماههای اول پس از تولد این روند با سرعت حیرت آوری باعث     20برابر شدن سیناپسها می شود و تعداد آنها از 50 تریلیون به 1000 تریلیون می رسد     (Chugani , Phelps & Mazziota , 1987; Kolb , 1989  ).

اگرچه نوزاد از همان ابتدا می تواند لمس کند، ببیند، بشنود و بو استشمام کند، ولی در این مرحله این حس ها هنوز تا حدی مبهم می باشند و به صورت غریزی و رفلکسیو عمل می کنند نه انتخابی. در  روزها، هفته ها و ماههای اول پس از تولد فعالیت انتقال پیامهای حسی توسط رشته های اعصاب، موجب تحریک اتصالات عصبی از ساقه مغز تا منطقه مناسب در قشر مغز می گردد. نتیجه این فعالیت های حسی اولیه، آن حرکاتی است که ما از نوزاد نرمال با افزایش سن انتظار داریم. برای مثال نوزاد 2 ماهه به اشیاء چنگ می زند، در 4 ماهگی فعالیتهای پیچیده مورد نیاز جهت مکان یابی اصوات در فضا آغاز می گردد، در 6 ماهگی نوزاد قادر به تشخیص و تقلید واکه هایی که پیش نیاز تولید گفتار هستند، می باشند و در 12 ماهگی نتایج شکل گیری و آمادگی گذرگاههای عصبی جهت تولید اولین کلمات مشهود است که این نیز نشانگر آغاز زبان بیانی می باشد.

بررسی های علمی نشان داده است که تکامل اولیه مغز، بیش از آنچه که فبلاٌ تصور میشد، تحت تأثیر عوامل محیطی قرار دارد و همچنین این تأثیرات می توانند در دراز مدت نیز باقی بمانند. شرایط محیطی قبل از تولد نه تنها تعداد سلولهای عصبی مغز و نیز تعداد اتصالات آنا را تحت تأثیر قرار می دهد، بلکه بر روی نوع سیستم شبکه ای آنها نیز تأثیرگذار است. بری مثال مشخص شده است که تغذیه نامناسب در دوران جنینی و نیز طی سالهای اولیه زندگی به صورت جدی بر روی تکامل مغز تأثیرگذار است.تغذیه نامناسب در این دوران ممکن است به گروهی از اختلالات عصب شناختی و رفتاری نظیر اختلالات یادگیری و کم توانی ذهنی منجر گردد.سایر تغییرات مضر در محیط جنینی، سوء مصرف مواد توسط مادر یا عفونتهای ویروسی می توانند اختلال در کوک دقیق رشد مغزی را سبب شده و منجر به صرع و یا احتمالاً اوتیزم شوند. بنابراین مراقبتهای قبل از تولد بسیار حیاتی و ضروری می باشند(Carnegie Corporation , 1994  ). 

Sininger , Doyle & moore (1999)    بررسی های آزمایشگاهی جهت اثبات نظریه پلاستی سیتی سیستم شنیداری را انجام دادند. بررسی ها بر روی حیوانات آزمایشگاهی نشان می دهد که عصب شنوایی در حال رشد، هسته های ساقه مغز و یز قشر شنوایی در مغز، قابلیت تغییر در طول روند رشد و تکامل نرمال و نیز در طول دوره هایی که ورودی های صوتی به گوش دچار اختلال می گردند(نظیر موارد وجود کم شنوایی) را دارند. شواهد بالینی نشان می دهد که بازسازی ورودی حسی شنوایی پس از تشخیص محرومیت شنوایی (کم شنوایی)، البته تنها در مراحل اولیه رشد عصب شنوایی، می تواند باعث آغاز پلاستی سیتی عصب شنوایی شده و روند آثار مخرب محرومیت شنیداری را تا حدود زیادی متوقف کند. این تحقیق مهم، این فرضیه را که برای مداخله درمانی و شروع روند پلاستی سیتی یک دوره بحرانی و محدود وجود دارد، اثبات می نماید.

این یافته های فیزیولوژیک که بر اساس نوروساینس (علم اعصاب) مدرن اثبات شده اند، اهمیت مداخله درمانی زودهنگام را تأئید می کنند. اگرچه سیستم عصبی افراد بالغ همراه با یادگیری مهارتها و نظریات جدید، ارتباطات سیناپسی جدیدی را ایجاد می کند، ولی مغز دوباره قادر به همانند سازی و مقایسه اطلاعات به سرعت و دقت 3 سال اول زندگی نخواهد بود.

 

 

 

1.     Jerry L. Northern , Marion P. Downs

       Hearing in Children , 5th Edition , 2002.

 

2.     Ross H. Rosser PHD Aud. , Michael Valente PHD Aud.  , Holly Hosford dunn PHD Aud. 

       Audiology Diagnosis , 2000         

 

رضا صادقي ،  شنوايي شناس

 

 

 

 

آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ۰۱ شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۴۷

برنامه کاری و ویزیتها

  • PDF

در ابن قسمت مطلب قرار می گیرد .